کتاب گم شده پیدا می شود...

خرید بک لینک

به هیچ چیزش در دنیا تعلق خاطرنداشت. به فرزندانش، به انقلابش و نه حتی به عباداتش. همه را از الطاف خدا می دانست. ده ها جلد کتاب داشتکه هر کدام را با زحمت فراوان، در آن ایام اختناق نوشته بود. ساواک همه را مصادره کرد. اما حتی ذرهای برایش مهم نبود.

بعد از پیروزی انقلاب همه کتابها پیدا شد الا آن نقدی که بر «فصوص الحکم» در 29 سالگی نوشته بود. فصوص کتابآسانی نبود. شهید مطهری می گفت: «در هر عصری کسانی که این کتاب را بفهمند به تعدادانگشتان دست هم نمی رسند.» حالا فکر کنید امام بر این کتاب، نقدی هم در حاشیه نوشتهبود.


سال 1362 بود. آیت الله نوری همدانیخبر داد که تعلیقات امام بر فصوص الحکم را پیدا کرده ایم. کتاب را طلبه ای در قماز دست فروشی که چند کتاب را پهن کرده بود کف پیاده رو، به صورت اتفاقی خریده بود.دیده بود کتابی ست فلسفی که در حاشیه اش با خطی خوش مطالبی نوشته شده و در انتهایشامضایی با نام روح الله خمینی درج شده بود.

جالب این جاست که وقتی کتاب رابه امام تحویل دادند، بدون این که نگاهی به آن بیندازد و برایش مهم باشد، آنرا در گوشهای گذاشت.

نه برای گم شدن کتابهایشغصه خورد و نه برای پیدا شدنش شاد شد. امام شده بود مظهر «اَلا اِنَّ اَولیاء اللهِلا خَوفٌ علیهم و لا هم یَحزنون»-یونس/62

×××

بازنویسی خاطره ای از حجت الاسلام و المسلمین رحیمیان

فروشگاه اینترنتی دزآب...

ما را در سایت فروشگاه اینترنتی دزآب دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: مسلم بازدید: 276 تاريخ: سه شنبه 25 تير 1392 ساعت: 6:46

صفحه بندی